یعنی که خون پهلوی تو بیشتر شده
دیگر نماز مادر من بی قنوت شد
حالا شب بلنده پدر بی سحر شده
این بارهم که پاشدی از روی بسترت
خوردی زمین و پیرهنت زخمتر شده
وقت نفس زدن چه قدر زجر میکشی
یک دنده شکسته عجب درد سر شده
التماس دعا
برچسب:
نویسنده: ستایش نوری