اگه گناه دستو پاتو بسته بگو حسین
44115333
ارسال کد به 7575
برچسب:
نویسنده: ستایش نوری
من به پایان آمده کارم خودت آغاز کن
من صدایم در نمی آید خجالت میکشم
بادلم بازی نکن این قدر دررا بازکن
من جوانی کردم و امشب سرم خورده به سنگ
با دودست رحمتت قدری سرم را ناز کن
یک حسین امشب بگو تا کربلا پرواز کن
برچسب:
نویسنده: ستایش نوری
طوفان زده رابگو که کشتی است علی
در پیش خدا نشد ندارد حرفش
تو حاجت خود بگو که مشت است علی
برچسب:
نویسنده: ستایش نوری
دارد جوان سینه زنت پیر میشود
وقتی به نامه عملم خیره میشوی
اشک از دودیده ی تو سرازیر میشود
تاثیر گریه های غریبانه شماست
دنیا غروب جمعه چه دلگیر میشود
سلامتی وتعجیل در فرج مولامون صلوات
برچسب:
نویسنده: ستایش نوری
دم زدن از نارفیقان مبتلایم کرده است
هیج کس در کج روی هایم حریف من نشد
پرده پوشی خدا پرادعایم کرده است
آشکارا معصیت کردم شدم مغرور تر
اینهمه بی آبرویی بی حیایم کرده است
بنده دنیا شدام که وضع من بدتر شده
تارک الدنیا نبودن بی بهایم کرده است
ورشکسته هیچ روزی دخل و خرجش جور نیست
وای بر من نفس از یار جدایم کرده است
پر کشیدم تا حرم گفتم حسین
هرشبی که راهی کربوبلایم کرده است
برچسب:
نویسنده: ستایش نوری
بی حسین اوضاع در محشر مصیبت میشود
بی گمان در خانه قبرش همیشه راحت است
آنکه در هیئت به هر عنوان اذیت میشود
ما نمی اییم پس آقاست مارا میکشد
آمدن اینجا مگر بی برگ دعوت میشود
صحبت مرحوم بهجت حک شده در خاطرم
گریه براقا خودش اوج عبادت میشود
از همه ی عزیزان التماس دعا دارم
برچسب:
نویسنده: ستایش نوری
پناه نوکری بی دست وپا حسین حسین
کسی که گریه کنش شد دگر چه میخواهد
رفیق بی کلک هر گدا حسین حسین
برچسب:
نویسنده: ستایش نوری
که آدمی شک به خدا بودن حیدر دارد
درروز 13رجب اگر کعبه ترک برداشت
حق داشت که زمین و زمان ترک بردارد
برچسب:
نویسنده: ستایش نوری
برچسب:
نویسنده: ستایش نوری
یعنی که خون پهلوی تو بیشتر شده
دیگر نماز مادر من بی قنوت شد
حالا شب بلنده پدر بی سحر شده
این بارهم که پاشدی از روی بسترت
خوردی زمین و پیرهنت زخمتر شده
وقت نفس زدن چه قدر زجر میکشی
یک دنده شکسته عجب درد سر شده
التماس دعا
برچسب:
نویسنده: ستایش نوری
من به پایان آمده کارم خودت آغاز کن
من صدایم در نمی آید خجالت میکشم
بادلم بازی نکن این قدر دررا بازکن
من جوانی کردم و امشب سرم خورده به سنگ
با دودست رحمتت قدری سرم را ناز کن
یک حسین امشب بگو تا کربلا پرواز کن
دارد جوان سینه زنت پیر میشود
وقتی به نامه عملم خیره میشوی
اشک از دودیده ی تو سرازیر میشود
تاثیر گریه های غریبانه شماست
دنیا غروب جمعه چه دلگیر میشود
سلامتی وتعجیل در فرج مولامون صلوات
دم زدن از نارفیقان مبتلایم کرده است
هیج کس در کج روی هایم حریف من نشد
پرده پوشی خدا پرادعایم کرده است
آشکارا معصیت کردم شدم مغرور تر
اینهمه بی آبرویی بی حیایم کرده است
بنده دنیا شدام که وضع من بدتر شده
تارک الدنیا نبودن بی بهایم کرده است
ورشکسته هیچ روزی دخل و خرجش جور نیست
وای بر من نفس از یار جدایم کرده است
پر کشیدم تا حرم گفتم حسین
هرشبی که راهی کربوبلایم کرده است